تبلیغات
بهترینهای وب - راهنمایی شیطان
 
آموزش مسائل جنسی و زناشوئی
دوشنبه 19 بهمن 1388 :: نویسنده : Mohammad
راهنمایی شیطان
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نماز بخواند.لباس پوشید و راهی مسجد شد.درراه،زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،خود را تکان داد و به خانهبرگشت.لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد که در همان نقطه،مجدداًزمین خورد!او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.یک باردیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی مسجد شد.در راه ،با مردی که چراغ در دست داشت ، برخورد کرد و نامش را پرسید مرد پاسخ داد:«من دیدم شما در راه مسجددو بار زمین افتادید،از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشنکنم.»مرد اول از او بسیار تشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامهدادند.همین که به مسجد رسیدند،مرد اول از مرد چراغ به دست درخواست کرد تابه مسجد وارد شود و با او نماز بخواند اما مرد دوم از رفتن به داخل مسجدخودداری کرد.مرد اول درخواستش را دو بار دیگر تکرار کرد و مجدداً همانجواب را شنید.مرد اول سؤال کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نمازبخواند.مرد دوم پاسخ داد:«من شیطان هستم.»مرد اول با شنیدن این جواب، تعجبکرد. ...شیطاندر ادامه توضیح داد:«من تو را در راه مسجد دیدم و این من بودم که باعثزمین خوردنت شدم.وقتی به خانه رفتی،خودت را تمیز کردی و به مسجدبرگشتی،خدا هم گناهانت را بخشید.من برای بار دوم باعث زمین خوردن تو شدم اما آن هم،تو را تشویق به ماندن در خانه نکرد،بلکه سریعتر به راه مسجدبرگشتی .به همین خاطر،خدا هم گناهان افراد خانواده ات را بخشید.من ترسیدم که اگر یکبار دیگر باعث زمین خوردنت شوم،آنگاه خدا گناهان افراد دهکده ات را هم خواهد بخشید بنابراین آمدم تا از سالم رساندن تو به خانه خدا مطمئن شوم!»




نوع مطلب : داستان های جالب، متون جالب، دانستنی ها، متون عبرت آموز، 
برچسب ها : شیطان، راهنمایی شیطان، آمرزیده شدن، عفو، شگفت آور، آموزنده،




بهترینهای وب
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : Mohammad
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
این وبلاگ چگونه است ؟








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :