|
یاران خدایی بی وفای نکنید با عاشق دل خسته جدایی نکنید یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم محتاج به بیگانه و خویشان نشوم یا رب نظر تو بر نگردد بر گشتن روزگار سهل است نوع مطلب : درد دل، متون جالب، سروده های شاعران، متون عارفانه، برچسب ها : یا رب، پروردگار، با وفایی، عشق خدایی، روزگار، محتاج، ت هزاران سال با فطرت نشستم به خود پیوستم از خود گسستم ولیکن سر نوشتم این سه حرف است پ تراشـــــــــــیدم پرستــــــــیدم شکســــــــــتم ش نوع مطلب : سروده های شاعران، متون عبرت آموز، متون جالب، برچسب ها : تپش، حقیقت، شکستن، تپیدن، پرستیدن،
تو پنداشتی که همان از آن توست فکر نکردی که اجل دنبال توست هر چه خوردی مال مورست هر چه بردی مال گورست هر چه مانده مال وارث هر چه کردی مال توست نوع مطلب : متون عبرت آموز، برچسب ها : عبرت، موعظه، پند، نصیحت، نصیحت دوست، دوست خوب، وارث، اجل، اینم یه شعر طنز خندهدار که براتون گذاشتم.نظر هم بدید. شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش به من می گفت هیجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقی صد داد و بیداد بگفت هاله ز موهای کمندش / کمان ِابرو و قد بلندش بگفت چشمان من خیلی فریباست / ز صورت هم نگو البته زیباست ندیده عاشق زارش شدم من / اسیرش گشته بیمارش شدم من ز بس هرشب به او چت می نمودم / به او من کم کم عادت می نمودم در او دیدم تمام آرزوهام / که باشد همسر و امید فردام برای دیدنش بی تاب بودم / زفکرش بی خور و بی خواب بودم به خود گفتم که وقت آن رسیده / که بینم چهره ی آن نور دیده به او گفتم که قصدم دیدن توست / زمان دیدن و بوییدن توست ز رویارویی ام او طفره می رفت / هراسان بود او از دیدنم سخت خلاصه راضی اش کردم به اجبار / گرفتم روز بعدش وقت دیدار رسید از راه، وقت و روز موعود / زدم از خانه بیرون اندکی زود چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت / توگویی اژدهایی بر من آویخت به جای هاله ی ناز و فریبا / بدیدم زشت رویی بود آنجا ندیدم من اثر از قد رعنا / کمان ِابرو و چشم فریبا مسن تر بود او از مادر من / بشد صد خاک عالم بر سر من ز ترس و وحشتم از هوش رفتم / از آن ماتم کده مدهوش رفتم به خود چون آمدم، دیدم که او نیست / دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست به خود لعنت فرستادم که دیگر / نیابم با چت از بهر خود همسر بگفتم سرگذشتم را به «جاوید» / به شعر آورد او هم آنچه بشنید که تا گیرند از آن درس عبرت / سرانجامی ندارد قصّه ی چت نوع مطلب : متون خنده دار، شعر طنز، برچسب ها : طنز، شعر طنز، خنده، خنده دار، لبخند، تبسم، چت، ازدواج، دوست یابی، چت کردن، دختر و پسر، درس عبرت، قصه چت، به هر جا ناتوان دیدی توان باش برای مردم خاموش زبان باش به دخل و خرج خود هر دم نظر کن چو دخلت نیست خرج آهسته کن ببین قارون چه کرد با گنج دنیا نیرزد گنج دنیا رنج دنیا نوع مطلب : درد دل، متون جالب، متون عاشقانه، متون عارفانه، سروده های شاعران، متون عبرت آموز، برچسب ها : ناتوان، کمک، نصیحت، گنج قارون، نابرده رنج گنج میسر نمی شود، بهترینهای وب درباره وبلاگ مطالب اخیر موضوعات آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه پیوندها نویسندگان آمار وبلاگ |
||||